خرید بک لینک

درباره سایت

سردرگم احوال خویش

آخرین مطالب

امکانات وب

شاید سالها بعد از کنار هم بگذریم و من آهسته زیر لب با خودم بگویم این غریبه چقد شبیه خاطرات من است

دلتنگ روزهای باهم بودنمان

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:25

کاشکی بودی و باهام میحرفیدی باهم کل کل میکردیم و از این اعصاب خوردی نجاتم میدادی بشدت خط خطیه اعصابم دلم هوای یه مسافرت تنهایی کرده

دلم واسه خودم و رویاهام تنگ شده

از الانم متنفرم

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:25

مدتهاست نمیتونم حرف بزنم شایدم هیچ وقت نتونستم حرف بزنم اره هیچ وقت نتونستم حرفمو بزنم هیچ وقت حتی وقتی که تو تمام حرفم بودی

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:25

سلام

سلام

خوبی مرسی تو خوبی

ممنون امروز کلا روزه ضد حالم بودم

چرا چی شده

اولش که تیمم اونقدا که فکر میکنم اماده نیس و فقط حدود یه ماه دیگه وقت دارم دومم اینکه چند روزه خواستم برم کلاس گیتار حالا که همه کاراشو جور کردم اقا میگه چون مدرسش مرد هستش نباید بری راستش وقتی بهم گفت حس جهالت و عقب ماندگی توی زندگیم داشتم

خب تمرینات تیمت رو بیشتر کن

وقت نمیکنم

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:25

سلام سلام خوبی نیستی اره این چند وقته بار کاری زیادی داشتم و البته دارم یه کم هم ناخوش احوال بودم خدابد نده چی شده سرماخوردگی از نوع کنه ایش دوبار رفتم دکتر تاداز شرش کم کم دارم خلاص میشم تو هم نبودی اره درگیر کار و مهدکودک و خونه و بی پولی و بی ماشینی نخریدی؟ نه بابا پولم کجا بود جور میشه ان شاالله بزودی. نرفتین ولایت نه میزاریم اخر هفته سه خورده کار داریم دیگه میزاریم برا اخر هفته خوبه فکر کنم اونورا حسابی سرد شده دیگه اره حسابییییی دلم برا برف تنگ شده اوه اینجا پره جدی خوش بحالتون اخرین بار برفهای سال اخر دانشگاه دیدم دیگه حدود ده سال پیش بیا اینورا بیام چیکار . حالا اونوقتا هم برف بود و هم من و هم تو هیچ پوخی نبودیم حالا ایل کشی کنیم که چی بشه چه کنیم دیگه اونوقتا حساب این روزا رو نکردیم همش تقصیر تو بود

برچسب: ۱۴۱,۱۴ معصوم,۱۴۱۴, نویسنده: امیر نوری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:25

سلام سلام خوبی ؟ کم پیدایی اگه ما احوالی نپرسیم تو هم یادی نمیکنی شکر خوبم ای بابا برا خودت بیکاری جدی یعنی اومد و شد ما رو گذاشتی بحساب بیکاریمون یعنی به نظرت کار و بار ما بیکاریه نه بابا منظورم این نبود چقد زود جبهه میگیری جبهه نگرفتم اما تعجب کردم که چطور فکر میکنی ممکنه من بیکارتر از تو باشم ولش کنیم چه خبرا سلامتی روز مسابقه داره نزدیک میشه راستی یهت نگفتم که توی مرحله اول بردیم حالا مونده مسابقه اصلی از طرفی یکی از گروه ها مقام اورده همین کار ما رو هم سخت تر کرده حالا توقعاتشون رفته بالا اها خب تلاشتونو بیشتر کنین اره اما متاسفانه بخاطر بعضی عوامل کمتر شده چرا چه میدونم هر روز هروز یه برنانه ای دارن . خب تو جه خبر هیچ منم بشدت درگیر بازدید و سر کشی هستم و البته پیاده روی و کار خونه و این چیزا وروجک جیکار میکنه فضولی و فضولی خوبه.

برچسب: ۱۵۴۴,۱۵ خرداد,۱۵ دانشگاه برتر ایران, نویسنده: امیر نوری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:25

دلتنگ خاطرات با تو بودن

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:25

می خواستم دستانم را بروی چشمانت بگذارم ....

اما...

طاقت اسم هایی که می خواستی بیاوری را نداشتم

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: جمعه 26 آذر 1395 ساعت: 7:25

صفحه بندی